خوارداشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوارداشت . [ خوا / خا ] (مص مرکب ) استخفاف . استحقار. توهین . تذلیل . تحقیر. تخفیف . اهانت . (یادداشت بخط مؤلف ) : از خوارداشت منگر در ذات هیچ چیزی کآنجا دلیست گویا کو را زبان نبینی . خاقانی . ♦ امثال : زدن بنده خوارداشت خواجه باشد .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی