خواجوی کرمانی | غزلیات | غزل شماره ۹۲۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
من کیم زاری نزار افتادهای پر غمی بیغمگسار افتادهای دردمندی رنج ضایع کردهای مستمندی سوگوار افتادهای مبتلائی در بلا فرسودهای بیقرینی بیقرار افتادهای باد پیمائی به خاک آغشتهای خسته جانی دل فگار افتادهای نیمه مستی بیحریفان ماندهای میپرستی در خمار افتادهای بیکسی از یار غایب گشتهای ناکسی از چشم یار افتادهای اختیار از دست بیرون رفتهای بیخودی بیاختیار افتادهای عندلیبی از گل سوری جدا خستهای دور از دیار افتادهای پیش چشم آهوان جان دادهای بر ره شیران شکار افتادهای دست بردل خاک بر سر ماندهای بر سر ره خاکسار افتادهای رو بغربت کرده فرقت دیدهای بیعزیزان مانده خوار افتادهای بیدل و بییار رحلت کردهای بیزر و بیزور زار افتادهای همچو خواجو پای در گل ماندهای بر سر پل مانده بار افتادهای