خواجوی کرمانی | غزلیات | غزل شماره ۸۹۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سقی الله ایام وصل الغوانی علی غفله من صروف الزمان فلما مررنا بربع الکواعب جنانی تربع روض الجنان خوشا طرف بستان و فصل بهاران رخ دوستان و میدوستگانی گل و گلشن و نغمه ارغنونی صبح و صبوح و میارغوانی سلیمی اتت بالحمیا صبوحا و تسقی علی شیم برق یمانی و فیها نظرت و قد زل رجلی و فی زله الرجل مالی یدان گلی بود نورسته از باغ خوبی ولی ایمن از تند باد خزانی چو مه در بقلطاق گلریز چرخی چو خورشید در قرطه آسمانی تغنی الحمامه فی جنح لیل و تحکی الصبا حسن صوت الاغانی اشم روایح نور الخزامی واصبوا الیالرند والاقحوان روان بر فشان خواجو از آنکه شعرت ببرد آب آب حیات از روانی غنیمت شمر عیش را با جوانان که چون شد دگر باز ناید جوانی