خواجوی کرمانی | غزلیات | غزل شماره ۸۹۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
به سر ماه فکنده طیلسانی در سرو کشیده پرنیانی بر چشمه آفتاب بسته از عنبر سوده سایبانی رخساره فراز سرو سیمین مانند شکفته گلستانی حوری و چو کوثرش عقیقی سروی و چو غنچهاش دهانی نی حور بعینه بهشتی نی سرو براستی روانی دیدم چو هزار خرمن گل وقت سحرش ببوستانی گفتم نظری کنای جهانرا جانی و ز دلبری جهانی همچون تن من همای عشقت نادیده شکسته استخوانی جز ناله و سایهام درین راه نی همنفسی نه همعنانی آخر بشنو حدیث خواجو کز عشق تو گشت داستانی