خواجوی کرمانی | غزلیات | غزل شماره ۸۰۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای ملک دلم خراب کرده در کشتن من شتاب کرده پیش لب لعلت آب حیوان خود را ز خجالت آب کرده رخساره لاله و سمن را از سنبلتر نقاب کرده جز زلف و رخت که دید روزی شب سایه آفتاب کرده پیرامن ماه خط سبزش نقشیست ز مشک ناب کرده جعد تو نسیم صبحدم را سرمایه اضطراب کرده خون جگرم بغمزه خورده بنیاد دلم خراب کرده ساقی غمت ز خون چشمم میدر قدح شراب کرده برآتش لعل آبدارت خواجو دل و جان کباب کرده