خواجوی کرمانی | غزلیات | غزل شماره ۷۲۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نرگس مستت فتنه مستان تشنه لعلت باده پرستان روی تو ما را لاله و نسرین کوی تو ما را گلشن و بستان زلف سیاهت شام غریبان روی چو ماهت شمع شبستان در چمن افتد غلغل بلبل چون تو درآئی سوی گلستان طلعت زیبا یا قمرست این لعل شکر خا یا شکرست آن دست بخونم شسته و از من هوش دل و دین برده بدستان باده صافی خرقه صوفی درکش و برکش در ده و بستان پرده بسازای مطرب مجلس باده بیارای ساقی مستان خواجوی مسکین بر لب شیرین فتنه چو طوطی بر شکرستان