خواجوی کرمانی | غزلیات | غزل شماره ۵۲۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای شده بر مه ز شبه مهره ساز با شبهات مار سیه مهره باز جادوی هاروت وشت دلفریب هندوی زنگی صفتت ترکتاز بزم صبوحی ز قدح برفروز رایت عشرت به چمن برفراز وصل گل و بلبل و فصل بهار زلف تو و ماه و شبان دراز شعله فروزان بفروزند شمع پرده نوازان بنوازند ساز مرغ شد از ناله من در خروش شمع شد از آتش من در گداز باده پرستان شراب الست مست میلعل بتان طراز شاهد مستان شده دستان نمای بلبل خوشخوان شده دستان نواز خادمه پردهسرا عود سوز مطربه پردهسرا عود ساز مجلسیان محرم اسرارعشق همنفسان غرقه دریای راز خاطر خواجو و خیال حبیب دیده محمود و جمال ایاز