خواجه وش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواجه وش . [ خوا / خا ج َ / ج ِ وَ ] (ص مرکب ) کدخدامنش . (یادداشت بخط مؤلف ) : از سوی خانه بیامد خواجه اش بر دکان بنشست فارغ خواجه وش . مولوی . مرد خواجه وش و رعیت شکل بود و خود را خلع کرد. (از تذکره ٔ دولتشاه سمرقندی در شرح حال ابن یمین ).