فرهنگ لغت

خواب بند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خواب بند. [ خوا / خاب َ ] (اِمص مرکب ) عمل خواب بندی . خواب مصنوعی : فلان را خواب بند کردند. (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ (نف مرکب ) آن که کسی را بخواب عملی بخواباند. هیپنوتیزر . ◄ افسون و عزیمتی که بدان خواب مردم بسته شود. (آنندراج ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی خواب بند | فرهنگ لغت