خنگ و لوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خِ گُ) (ص مر.) کسی که در همه چیز عاجز باشد و کاری از او برنیاید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خِ گُ) (ص مر.) کسی که در همه چیز عاجز باشد و کاری از او برنیاید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خنگ و لوک . [ خ ِ گ ُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) کسی را گویندکه در جمیع چیز عاجز باشد و از او کاری برنیاید. این لغت از توابع است ؛ یعنی خنگ را بی لوک و لوک را بی خنگ به این معنی نمیگویند. (برهان قاطع) : خانه تنگ و در آن جان خنگ و لوک کرد تا ویران کند خانه ملوک . مولوی . خنگ و لوکم چون جنین اندر رحم نه مهه گشتم شد این نقلان بهم . مولوی .