خنگ زیور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خنگ زیور. [ خ ِ وَ ] (ص مرکب ) هر اسب ابلق و دورنگ . (ناظم الاطباء) : اگر بر اژدها و شیر جنگی بجنباند عنان خنگ زیور. عنصری . زمین نوردی خنگ زیور اسبی که هست زیور اسبان خنگ زیور. مسعودسعد. آن لعبت کشمیر و سرو کشمر چون ماه دوهفته درآمد از در با زیور گردان کارزاری با مرکب تازی خنگ زیور. مسعودسعد.