فرهنگ لغت

خنود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خنود. [ خ ُ ] (اِ) بار اندکی که بر پشت ستور بارکش نهند تا قابل نشستن سوار بر آن باشد. (ناظم الاطباء).

معنی خنود | فرهنگ لغت