خنش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومخنش . [ خ ِ ن ِ ] (اِ) خارش تن . (یادداشت بخط مؤلف ): خنشم می شود؛ یعنی تنم می خارد.واژه قبلی: خنسیرواژه بعدی: خنشا