خنذیذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خنذیذ. [ خ ِ ] (ع ص ) دراز. (منتهی الارب ) (ازتاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). ج، خناذیذ. ◄ فحل . ◄ خصی . از اضداد است . ◄ شاعر خوشگوی مفلق . ◄ دلاور که کسی بر وی دست نیابد. ◄ سخی . ◄ خطیب بلیغ. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). ◄ مهتر بردبار. ◄ داننده ٔ ایام عرب و اشعارآنها. ◄ بدزبان . ◄ (اِ) گردباد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).