خنذق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خنذق . [ خ َ ذَ ] (معرب، اِ) معرب کنده ٔ فارسی . گودی که گرداگرد حصار و قلعه و لشکرگاه کنند. (ناظم الاطباء). گودی که گرداگرد بارو و حصار کنند برای محافظت . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خندق شود. ♦ غزوه ٔ خنذق . رجوع به «احزاب » و «روز خندق » و ترکیبات «خندق » شود.