خندخند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خندخند. [ خ َ خ َ ] (اِ مرکب ) خنده ٔ متصل و از روی دل . خنداخند. (ناظم الاطباء) : چنین تا بنزدیک کوه سپند لب از چاره ٔ خویش در خندخند. فردوسی . چون بحقّم سوی دانا نال نال گر نباشد شاید از من خندخند. ناصرخسرو.