فرهنگ لغت

خم

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

تا، چین، لا، انحنا، چروک، تاب دوتایی، خمیدگی، چروکیدگی، برگشتگی، روی‌هم‌افتادگی خم ابرو یقه پیری

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خم | فرهنگ لغت