فرهنگ لغت

خمیردان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خمیردان . [ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خمیر بخش مرکزی بندرعباس . با ٤٥٨ تن سکنه، آب آن از چاه و محصول آن خرما است . شغل اهالی زراعت و راه فرعی و مزرعه ٔ مغاحمد جزء آن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).

معنی خمیردان | فرهنگ لغت