فرهنگ لغت

خمیر گرفتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خمیر گرفتن . [ خ َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) خمیر ساختن . خمیر درست کردن . اعتجان . (از منتهی الارب ). ورزانیدن خمیر تا برای کنده گرفتن مهیا شود. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خمیر گرفتن | فرهنگ لغت