خمر خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمر خوردن . [ خ َخوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) خمر نوشیدن . (یادداشت بخط مؤلف ) : و اگر به خرابات رود از برای نماز کردن منسوب شود به خمر خوردن . (گلستان سعدی ). بعمر خویش ندیدم من این چنین علوی که خمر میخورد و کعبتین می بازد. سعدی (مجالس ).