خمام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمام . [ خ ُم ْ ما ] (اِخ ) بطنی است از ازد منهم جزیل بن محمد الزاهد و الفرزدق بن حواش المحدث . (منتهی الارب ).
خمام . [ خ ُ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان رشت است که در قسمت شمال شهرستان سر راه رشت به بندر انزلی واقع گردیده، بحدود زیر: شمال دریای خزر، خاور بخش لشت نشاء، باختر دهستان پیربازار، جنوب دهستان حومه ٔ رشت . این بخش از دو دهستان حومه وخشکبیجار تشکیل شده : دهستان حومه ٔ خمام دارای ٣٣ آبادی بزرگ و کوچک است . جمع سکنه ٔ آن در حدود ٣٠ هزار نفر و قراء مهم آن عبارتند: از چوگام . شیجان، دافچاه، کلاچاه و گوراب جیر و تسیه . جمع بخش قراء خمام ٦٥ آبادی بزرگ و کوچک و جمعیت آن در حدود پنجاه هزار نفراست . هوای بخش مانند سایر نقاط گیلان مرطوب و معتدل و محصول عمده ٔ آن برنج و توتون و سیگار و ابریشم و کنف و بنشن، راه شوسه ٔ رشت به بندر انزلی از وسط این بخش عبور می نماید. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
خمام . [ خ ُ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی بخش خمام شهرستان رشت . این قصبه در ١٣ هزارگزی شمال خاوری رشت و ٢٤ هزارگزی جنوب خاوری بندر انزلی سر راه شوسه ٔ رشت به انزلی واقع است بامختصات جغرافیایی زیر: طول آن ٤٩ درجه و ٣٩ دقیقه . عرض آن ٣٧ درجه و ٢٢ دقیقه است . هوای این قصبه معتدل و مرطوب است . آب آن از چاه و نهر خمام رود و محصول عمده ٔ آن برنج و ابریشم و صیفی است . سکنه ٔ این قصبه در حدود ٢٠٠٠ نفر روزهای یکشنبه بازار عمومی دارد و در این روز عده ٔ زیادی از نقاط مختلفه ٔ گیلان با اتومبیل و اسب به این محل روی می آورند و معاملات زیادی صورت می گیرد. در حدود ٢٧٠ باب دکان و یک دبستان بدانجاست . ادارات دارائی و بخشداری و آمار و فرهنگ و ژاندارمری و بهداری بخش در این قصبه است . این دهکده بوسیله ٔ تلفن با رشت و انزلی مربوط می باشد. درمانگاهی از طرف انجمن خیریه ٔ محلی تأسیس و در اختیار بهداری گذارده شده و اخیراً نیز کارخانه ٔ برنج کوبی در این قصبه دایر گردیده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).