خمال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمال . [ خ ُ ] (ع اِ) دوست خالص . ◄ دردی که در مفاصل مردم و قوائم حیوان به هم رسد که آن را لنگ کند. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). رجوع به خملة شود.
خمال . [ خ ُ ] (اِ) غوره ٔ خرما. خارک نارس . (یادداشت بخط مؤلف ).