خمارناک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمارناک . [ خ ُ ] (ص مرکب ) خمارگونه . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ چشم خمارناک ؛ چشمی که از خمار کم نور شده باشد. (ناظم الاطباء). ۩ چشم بیمار. عین مریضه .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمارناک . [ خ ُ ] (ص مرکب ) خمارگونه . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ چشم خمارناک ؛ چشمی که از خمار کم نور شده باشد. (ناظم الاطباء). ۩ چشم بیمار. عین مریضه .