خمارشکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمارشکن . [ خ ُ ش ِ ک َ ] (نف مرکب ) آنچه خماری را از بین برد. شربتها و آچارها که تخفیف خمار دهد. (یادداشت بخط مؤلف ) : کاین خمارت به از خمارشکن . سنائی . ساقی آرد گه خمارشکن فقع شکرین ز دانه ٔ نار. خاقانی . اما این نوبت مهمان شیرگیر بود و میزبان بر خمارشکن تدبیر آبی سرد خواست و بر سر ریخت . (جهانگشای جوینی ).