خلیفه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلیفة. [ خ َ ف َ ] (اِخ ) ابن کعب، مکنی به ابوذبیان . تابعی بود. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به ابوذبیان خلیفةبن کعب شود.
خلیفة. [ خ َ ف َ ] (اِخ ) ابن غالب، مکنی به ابوالیمان . تابعی و محدث بود. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به ابوالیمان شود.
خلیفة. [ خ َ ف َ ] (اِخ ) ابن خیاط بصری . از محدثان بود. نام او ابوعمر بصری و ملقب به شباب است که بسال ٢٤٠ هَ . ق . درگذشت . او صاحب طبقات می باشد. (یادداشت بخط مؤلف ).