خلیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خَ دَ) (مص ل.) فرو رفتن چیزی نوک تیز در چیز دیگر.<br>مترادفها و واژههای مرتبطفرورفتن(خار، سوزن)، شلال شدننفوذ کردنواژه قبلی: خلیجواژه بعدی: خلیده