خلوت گزیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلوت گزیدن . [ خ َل ْ وَ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) عزلت گزیدن . انزواء اختیار کردن . منزوی شدن . (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
خلوتنشینی کردن، منزوی شدن، معتکف شدن دوری گزیدن، تنهایی اختیار کردن