فرهنگ لغت

خلاص شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خلاص شدن . [ خ ِ / خ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) رهایی پیدا کردن . رستگاری پیدا کردن . نجات یافتن . رهایی یافتن . رستن . رهیدن . جستن از. (یادداشت بخط مؤلف ) : سعدی درین کمند بدیوانگی فتاد گر دیگرش خلاص شود زیرکی شود. سعدی .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خلاص شدن | فرهنگ لغت