خفرق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خفرق . [ خ َ رَ ] (ص ) دشنامی است مر فارسیان را یعنی سست رگ و بی غیرت و زشت روی و بدخوی . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) : ازین خفرقی موی کالیده ای بدی سرکه بر روی مالیده ای . سعدی (بوستان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خفرق . [ خ َ رَ ] (ص ) دشنامی است مر فارسیان را یعنی سست رگ و بی غیرت و زشت روی و بدخوی . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) : ازین خفرقی موی کالیده ای بدی سرکه بر روی مالیده ای . سعدی (بوستان ).