خطرناکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطرناکی . [ خ َ طَ] (حامص مرکب ) حالت خطرناک . حالت خطر. (یادداشت بخطمؤلف ). خطر. هول . خوف . (ناظم الاطباء) : از آن سو که دیدم دلم پاره شد خرد زآن خطرناکی آواره شد. نظامی . خطرناکی کار دانسته ام شدن دور ازو کم توانسته ام . نظامی . جهان تاختن باز یاد آمدش خطرناکی رفته یاد آمدش . نظامی . ◄ قیمتی . باارزشی . پربهایی : چو گوهرنهاد است و گوهرنژاد خطرناکی گوهر آرد بیاد. نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی