خطرمند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطرمند. [ خ َ طَ م َ ] (ص مرکب ) گرانبها. قیمتی . (از آنندراج ) : خواسته گرچه عزیز است و خطرمند بود بر آن خواسته ده خواسته را نیست خطر. فرخی . ... لکن زاگ خطرمند باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطرمند. [ خ َ طَ م َ ] (ص مرکب ) گرانبها. قیمتی . (از آنندراج ) : خواسته گرچه عزیز است و خطرمند بود بر آن خواسته ده خواسته را نیست خطر. فرخی . ... لکن زاگ خطرمند باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).