خطاطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطاطی . [ خ َطْ طا ](حامص ) عمل خطاط. نویسندگی . (یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ طیفی واژهدان
خوشنویسی خط، نسخ، نستعلیق، شکسته پیچوتاب، حرف کتابت، تحریر هفت قلم، هفت نوع کتابت خط فارسی: ثلث، محقق، توقیع، ریحان، رقاع، نسخ، تعلیق سرمشق، سیاهمشق خط میخی، هیروگلیف، لاتین، عربی اتصال، متصلنویسی، سرهمنویسی ماشیننویسی، تایپ، تایپ کردن انواع خطوط عربی، مرصع، مرغی، مسلسل، مشق، ممتاز دستخط شخصی، امضا، نمادگذاری
واژگان فارسی سره واژهدان
خوشنویسی