خطابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خطابی . [ خ َطْ طا ] (اِخ ) ابومحمدعبداﷲبن محمدبن حرب الخطاب . وی از نحویان بود و مذهب کوفی در نحو داشت و او راست کتاب النحو الکبیر و کتاب النحو الصغیر و کتاب عمود النحو. (ابن الندیم ).
خطابی . [ خ َطْ طا ] (اِخ ) ابوسلیمان . رجوع به ابوسلیمان خطابی در این لغت نامه شود.
خطابی . [ خ ِ بی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به خطابه : سخنهای خطابی و امثال آن که بنظر اول آنرا نظرةالحرفا گویند. (جهانگشای جوینی ). ◄ لفظی و زبانی و شفاهی . (ناظم الاطباء).