خط آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خط آوردن . [ خ َ وَ دَ ] (مص مرکب ) تازه ریش در آوردن . تازه خط بر صورت در آمدن : دویست غلام بیشتر خط آورده همه خیاره و مبارز و اهل سلاح بگزید. (تاریخ بیهقی ). بازآمد و آن رونق پارینش نیست خط خویشتن آورده که من معزولم . سعدی .