خضرشاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خضرشاه . [ خ ِ ] (اِخ ) نام او صاروخان و بزمان سلطان بایزیدخان از بزرگان عثمانی بوده است و در بعد از سلطان بایزیدخان بزمان تیمور لنگ نیز مورد توجه قرار گرفت . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣).
خضرشاه . [ خ ِ ] (اِخ ) نام او خضرشاه بن عبداللطیف منتشاوی یا منتشوی است . از فاضلان قرن نهم هجری او راست : ١- تعلیقه بر شرح مواقف . ٢- شرح تجرید. ٣- حاشیه بر شرح هدایه ٔ منلازاده . ٤- حاشیه بر مقاصدالطالبین تفتازانی . ٥- تعلیقه بر تلویح تفتازانی . (از کشف الظنون ).
خضرشاه . [ خ ِ ض ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان . واقع در سی وسه هزارگزی جنوب باختری ماه نشان و ٦هزارگزی راه مالرو عمومی . این ده کوهستانی و سردسیر و دارای ٤١٣ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت، گلیم و جاجیم بافی و راه آنجا مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).