خضرا شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خضرا شدن . [ خ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) سبز شدن . سبزه شدن : آب چو نیل برکه اش میگون شد صحرای سیمگونش خضرا شد. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خضرا شدن . [ خ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) سبز شدن . سبزه شدن : آب چو نیل برکه اش میگون شد صحرای سیمگونش خضرا شد. ناصرخسرو.