خصوصی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ) [ ع - فا. ] (ص نسب.)<BR>۱- شخصی، داخلی.<BR>۲- محرمانه و غیرعلنی.<BR>۳- خاص، ویژه.<BR>۴- مربوط به اشخاص حقیقی و حقوقی خارج از نظارت یا حوزة کارهای دولت. مق دولتی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خُ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- شخصی، داخلی. ۲- محرمانه و غیرعلنی. ۳- خاص، ویژه. ۴- مربوط به اشخاص حقیقی و حقوقی خارج از نظارت یا حوزه کارهای دولت. مق دولتی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خصوصی . [ خ ُ ] (اِخ ) ابراهیم سعد الخصوصی . رجوع به ابراهیم سعدالخصوصی شود.
خصوصی . [خ ُ ] (ص نسبی ) مقابل عمومی . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ اطاق خصوصی ؛ اطاقی که مخصوص فردی باشد و دیگری را بدان حقی نباشد. ♦ جلسه ٔ خصوصی ؛ اصطلاحی است و درباره ٔ جلساتی گفته می شود که غیر از اعضای تشکیل دهنده ٔ آن کسی دیگر در آن حضور ندارد. مقابل جلسه ٔ عمومی . ♦ کلاس خصوصی ؛ درسی که معلمان بطور خاص بشاگردان دهند و در آن شاگردان دیگر شرکت ندارند. مقابل درس عمومی .
مترادف و متضاد واژهدان
اختصاصی، شخصی، فردی (متضاد: دولتی) مخصوص، ویژه محرمانه، صمیمی، خودمانی (متضاد: عمومی)
فرهنگ طیفی واژهدان
شخصی، فردی، انفرادی، منفرد، تک، اختصاصی متمایز، غیرعادی انحصاری
واژگان فارسی سره واژهدان
ویژه نامها، ویژگانی، مردمی