خصوص
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- ویژه ساختن.<BR>۲- خاص بودن.<BR>۳- (اِمص.) گزیدگی، ویژگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خُ) [ ع. ] (مص م.) ۱- ویژه ساختن. ۲- خاص بودن. ۳- (اِمص.) گزیدگی، ویژگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خصوص . [ خ ُ ] (اِخ ) جایی است بکوفه و نان خصیه بدان منسوب است . (از معجم البلدان ).
خصوص . [ خ ُ ] (اِخ ) دهی است دیگر بشرقیه و همان است خصوص الساده بمصر. (از معجم البلدان ).
خصوص . [ خ ُ ] (اِخ ) جایی است ببادیه . (از معجم البلدان ).
واژگان فارسی سره واژهدان
ویژه، باره