خشک نان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشک نان . [ خ ُ ] (ص مرکب ) نان خشک . نان ته مانده ٔ سفره ها که در مطبخ جمع آرند و تر یا خشک آن را بگدایان دهند. (یادداشت بخط مؤلف ) : همی دربدر خشک نان باز جست مر او را همان پیشه بود از نخست . ابوشکوربلخی . یا حبذا الکعک بلحم مثرود و خشکنان مع سویق مقنود. راجز.