فرهنگ لغت

خشاوه کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خشاوه کردن . [ خ ِ وَ / وِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پاک کردن پالیز از خار و خاشاک . (صحاح الفرس ). وجین کردن . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ پیراستن درخت . تشذیب : شذب الشجر تشذیباً:خشاوه کرد درخت را. (منتهی الارب ). مشذب ؛ داس که بدان خشاوه کنند. (یادداشت بخط مؤلف ). قنوب ؛ خشاوه کردن رز و بریدن آنچه موذی بار آن بود. (منتهی الارب ).

معنی خشاوه کردن | فرهنگ لغت