خشاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ شّ) [ ع. ] (اِ.) چوب فروش، هیزم - فروش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ) (اِ.) جعبهای است فلزی حاوی گلولهها که آن را در سلاحهای گرم جای دهند و گلوله به توالی از آن وارد لوله میشود.
(خَ شّ) [ ع. ] (اِ.) چوب فروش، هیزم - فروش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشاب . [ خ ُ ] (اِخ ) نام دهی است از دههای ری . (از معجم البلدان یاقوت ).
خشاب . [ خ َ ] (معرب، ص ) زمینی که به اندک باران آب بر آن روان گردد. این لغت مأخوذ از خوش آب فارسی است . (ناظم الاطباء).
خشاب . [ خ ِ ] (اِخ ) نام چندین بطن از تمیم . (منتهی الارب ) (از لسان العرب ) (از تاج العروس ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی