خسو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خسو. [ خ َ / خ ُ ] (اِ) مادرزن . (صحاح الفرس ). خسر. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خُسُر شود. ◄ پدرزن . (از ناظم الاطباء).
خسو. [خ ُ ] (اِخ ) نام ناحیتی است جنوبی شهر داراب که ده بزرگ آن را نیز خسو گویند و پنج فرسنگ از شهر داراب دور است . (فارسنامه ٔ ابن بلخی ). رجوع به خسویه شود.