خسرویه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خسرویه . [ خ ُ رَ وی ی َ ] (اِخ ) نام دیهی بوده است به فارس و در نزهت القلوب آمده است : آب زکان به فارس ازکوه دیه خسرویه بر می خیزد و صحاری ولایت ماصرم و کوار و خیر و صمکان و کارزین و قیر و ابزر و لاغر و بعضی از نواحی سیراف را آب دهد و در این ولایت آبهای این جبال با آن ضم شود و به آخر همه دیهی زکان نام است این آب را بدان باز خوانند و در میان نجیرم و سیراف در دریای فارس افتد. (از نزهت القلوب چ لیدن ص ٢١٧).
خسرویه . [ خ ُ رَ وی ی َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز، واقع در سی هزارگزی جنوب خاوری اهواز نزدیک ایستگاه راه آهن خسرویه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).