خسروپرستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خسروپرستان . [ خ ُ رَ / رُو پ َ رَ ] (اِ مرکب ) آنانی که مطیع و منقاد شاهان می باشند. پادشاه پرستان : وزان پس سوی زابلستان شود برآئین خسروپرستان شود. فردوسی . فرستید سوی شبستان ما بنزدیک خسروپرستان ما. نظامی . چو خسروپرستان پرستش نمود هم او را و هم شاه خود را ستود. نظامی .