خسروپاشا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خسروپاشا. [ خ ُ رَ /رُو ] (اِخ ) وی یکی از رجال دوران سلطان سلیمان عثمانی است که مدت سی سال والی بوده است و بعد در محاربات مجارستان دخالت کرد و شجاعت و همت بسیار نمود. سپس مورد غضب واقع گردید و از مقام خود عزل شد و در سال ٩٥٤ هَ . ق . درگذشت . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣).
خسروپاشا. [ خ ُ رَ /رُو ] (اِخ ) نام یکی از رجال دوره ٔ سلطان مرادخان رابع است که به صدارت نیز رسید او به ابتدا مربی حرم همایونی بود و بعد اسلحه دار شد و به سال ١٠٣٧ هَ . ق . وزیر ثانی گشت و همان سال به صدارت رسید او در رفعاغتشاش اناطولی سعی بلیغ کرد و ارضروم را محاصره نمود و بعد به آنان امان داد و با این فتوحات بباب عالی برگشت . در سال ١٠٣٨ هَ . ق . سفری به ایران کرد و در جنگ بین ایران و عثمانی شرکت نمود و تا همدان پیش رفت . او سرانجام از کار خویش عزل شد و مدت صدارت او سه سال بود. این وزیر از وزراء کاردان ولی بیحد خونریز و مکار و جسور بود. (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣).
خسروپاشا. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) نام وی محمد و از وزرای سلطان سلیم خان ثالث و سلطان محمودخان و سلطان عبدالمجیدخان پادشاهان عثمانی بود. بسال ١٢٠٦ هَ . ق . یعنی به زمان کوچک حسین پاشا وی مهردار و بعد کدخدا شد. در سال ١٢١٦ هَ . ق . برتبه ٔ میرمیرانی و بعد والی قره حصار گردید. چون فرانسوی ها از مصر رفتند او بهمراهی خورشیدپاشا به مصر رفت و به محافظت اسکندریه پرداخت و در مصر خدمتها کرد تا سلانیک نیز سفر کرد. او به زمان سلطان محمود خانیده یعنی سال ١٢٢٦ هَ . ق . فرمانده ٔ نیروی دریایی شد و به سال ١٢٣٣ هَ . ق . پس از شش سال و اندی عزل گردید و دوباره بسال ١٢٣٨ هَ . ق . فرمانده نیروی دریائی شد و تا سال ١٢٤٢ هَ . ق . که عزل گردید بدین شغل اشتغال داشت . در سال ١٢٥٢ هَ . ق . بریاست مجلس احکام عدلیه منصوب گردید و در سال ١٢٥٦ هَ . ق . از کار معاف شد و به اتهام اخذ رشوت خانه نشین گردید. سپس بسال ١٢٥٧ عفو گردید ولی خانه نشین بود تا سال ١٢٦٢ هَ . ق . که سرعسکر شد و بهمان مقام بود تا در سال ١٢٧١ هَ . ق . و در این سال بر اثر کهولت جان سپرد و در مقبره ٔ ابی ایوب انصاری دفن گردید. او از دشمنان محمدعلی پاشا بود و بر طریقه ٔ نقشبندیه می رفت . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣).