خسروشاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خسروشاه . [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش اسکو است . شهرستان تبریز در باختر و شمال این بخش واقع است . خسروشاه از شمال بدهستان سردرود و از خاور و جنوب به دهستان حومه اسکو و از باختر به بخش شبستر محدود میباشد. موقعیت آن جلگه و معتدل کمی مایل به سردی است، آب آن از چشمه و رودخانه های محل تأمین می گردد. خط شوسه و راه آهن مراغه و تبریز از این ده عبور می نماید. این دهستان از بیست آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است . محصولات عمده ٔ خسروشاه غلات و انگور و سردرختی و قراء عمده ٔ آن خسروشاه و باویل می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
خسروشاه . [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ابن ملک حسام الدین سرلشکر ملک نصرةالدین احمد اتابک لرستان است . (از تاریخ گزیده چ ٢ ص ٥٤٨).
خسروشاه . [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ابن مبادر ملک دیلم . وی معاصر صاحب بن عباد و جبرئیل بن عبیداﷲبن بختیشوع بوده است . رجوع به عیون الانباء ج ١ ص ١٤٦ و ص ١٤٨ شود.