خسرو گرجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خسروگرجی . [ خ ُ رَ / رُ وِ گ ُ ] (اِخ ) وی از غلامان مملوک حاجی ابراهیم خان اعتضادالدوله شیرازی بود و بعد از فتنه ٔ آن ایام چندی بملازمت اسداﷲخان ولد حاجی بسر برد و در خدمت نواب شاهزاده محمدتقی میرزا مقرری و جامگی خوار شد و مدتی بزیست و این بیت از اوست : دل از خدنگ تو مجروح گشت و می ترسم ز مرهمی که بر او کار نیشتر نکند. (از مجمعالفصحاء ج ٢ ص ١١٠).