خستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خَ تَ) [ په. ]<BR>۱- (مص م.) مجروح کردن.<BR>۲- (مص ل.) آزرده شدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآزردن، جریحهدار کردن، زخم زدنقرح، مجروح کردنمجروح شدن، زخمی شدنواژه قبلی: خسترواژه بعدی: خسته