خرطمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرطمة. [ خ َ طَ م َ ] (ع مص ) زدن بر خرطوم کسی و کج گردانیدن خرطوم وی را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). منه : خرطم الخف و غیره ؛ خرطوم قرار داد برای کفش و جز آن . (منتهی الارب ).