خرطبع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خَ. طَ) [ فا - ع. ] (ص.) احمق، گول.<br>واژه قبلی: خرشادواژه بعدی: خرطوم